Wednesday, January 13, 2021

Lahijan

عکس یادگاری در صحرای بزرگ لاهیجان

سال 1335
آقایان سمت راست محمد شمس کهن سمت چپ رحیم پیروز

صحرای بزرگ لاهیجان که دیگر وجود ندارد؛ محوطه اى بود مابين بیمارستان ۲۲ آبان تا استخر لاهيجان

. در پس زمينه عكس، درختان تبریزی خیابان اصلی, ساختمان ژاندارمری
و كارخانه چای ابریشمی, دیده می شوند
 
,  

 

Tuesday, January 12, 2021

Lahijan

  دور همی دوستانه : دهه چهل


در این تصویر اقایان : غلام سبکسیر - دکتر کوچکی نیا - عبدالخالق عبد محمودی - رضایی - هاشم کمالی

 

Monday, January 11, 2021

Lahijan

 لاهیجان جاده کشاورزی

دهه سی


آرامگاه کاشف السلطنه

 

Sunday, January 10, 2021

Saturday, January 9, 2021

مدرسه

 از فیسبوک اقای دکتر محمد رضا توکلی

فریدونی معلم موسیقی مدارس ابتدایی لاهیجان

دهه سی

سرود دختران در جشن مدرسه ای


 

Friday, January 8, 2021

Thursday, January 7, 2021

دبستان

 لاهیجان : دبستان احمد قوام ( پرورشگاه )

 تاسیس 1326

سید نعمت الله توکلی -  وکودک کنارش شهروزتوکلی - حسین اصمعی -  دکترمحمدرضاحکیم زاده - عیسی ضیائ ظریفی -  حسین منجمی  (مدیردبستان و پرورشگاه احمدقوام) -  سید عیسی میر رازقی - چند تن از خدمه پرورشگاه

 

 

Wednesday, January 6, 2021

Tuesday, January 5, 2021

Monday, January 4, 2021

Poem

از سری اشعار اقای هوشنگ ابتهاج


 لب خاموش

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی

 فردا مرا چو قصه فراموش می کنی

 این در همیشه در صدف روزگار نیست

 می گویمت ولی توکجا گوش می کنی

 دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت ای ماه 

با که دست در آغوش می کنی 

در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست

 هشیار و مست را همه مدهوش می کنی

 می جوش می زند به دل خم بیا ببین

یادی اگر ز خون سیاووش می کنی 

گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت

 بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی

 جام جهان ز خون دل عاشقان پر است 

حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی

 سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع

 زین داستان که با لب خاموش می کنی


 

Saturday, January 2, 2021

Poem

از سری اشعار آقای محمد محمایی

دیریست که از گردش ایام پس افتاده ام

ای دوست

انگار که مرغی شده ام از نفس افتاده ام 

ای دوست

گویند کسی را که کسش نیست نفس در

نفسش نیست

خود را بکنارم برسان از نفس افتاده ام

ای دوست

م.ا.محمایی

Whats app : 09195056529

 

Friday, January 1, 2021

فروغ

 

سروده ای از فروغ فرخزاد

تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده‌ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه‌های آسمان
کنون به گوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده‌ام
به کهکشان، به بیکران، به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه‌ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره‌ها جدا مکن